قیز قالاسی(قلعه دختر)میانه که به شماره 870 جزو آثار ملی محسوب می شود، بر روی کوهی در دو کیلومتری شمال قیز کوپروسو واقع شده و به شکل کثیرالاضلاع غیرمنتظم آجری بنا شده است این دژ مشتمل بر سه قسمت است: طبقه اول دیواری یکسره، طبقه دوم حفاظ داخلی و طبقه سوم مقر اصلی فرماندهی. بنای این قلعه مربوط به قرن 7 هجری است. دیوار قلعه دارای دو مدخل می باشد که هر کدام سه متر بلندی دارند و در بالای یکی از این مدخلها کتیبه ای روی سنگ نوشته شده که خطوط آن بر اثر مرور زمان و سوانح طبیعی محو شده است.
دیوارهای قلعه با قیز کوپروسو شباهت دارد. برخی تاریخ بنای آن دو بنا را نزدیک به هم ذکر می کنند ولی برخی دیگر از مورخان، ساختمان قلعه را بسیار قدیمی تر و مربوط به اردشیر دراز دست ساسانی می دانند. این قلعه دارای یک باروی 14 متری و دو ورودی 3 متری است. 16 یا 24 برج دیده بانی مخروبه دارد که 8 برج آن بر رودخانه قزل اوزن مشرف است. در میان قلعه، دو منبع آب به ابعاد 10 در 15 متر و به ارتفاع 10 متر وجود دارد که آب آن بوسیله برف و باران تامین می شده است. دو ضلع قلعه از صخره های طبیعی و یک ضلع آن از سنگهای تراشیده شده تشکیل یافته است. علاوه بر آن چاههای زیادی نیز در قسمتهای مختلف قلعه وجود داشته که در مواقع حساس از آب آنها استفاده می شده است.
سیاحان و باستانشناسان بزرگی در قرنهای گذشته از این منطقه گذشته اند و این قلعه را ستوده اند و از اقدام شاه عباس در تخریب قلعه گله کرده اند. معلوم نیست سلطان مقتدر و هنر دوستی چون شاه عباس که اصفهان را از بیابان به نصف جهان تبدیل کرد، چرا از ترس چند راهزن، یکی از گنجینه های هنری این منطقه را تخریب می کند. البته گفته مورخان در مورد وجود راهزنان در این قلعه صحیح نیست اهالی منطقه در دوره شاه عباس زیر بار سنگین مالیاتی بودند تا شاه عباس بتواند پروژه های هنری خود در اصفهان را فرجام بخشد. آنها برای فرار از این بار سنگین ، میانه را ترک و به کوه و بیابان پناه برده بودند، طوریکه بعضی جهانگردان و مورخان در این دوره ، میانه را کاملا خالی از سکنه معرفی کرده و راههای میانه را بخاطر وجود راهزنان، نا امن دانسته اند. سفرنامه شاردن این گفته را تایید می کند. او در سال 1672 میلادی این قلعه را مخروبه معرفی می کند. تاورنیه(فوت 1689 م) نیز در سفرنامه خود این مطلب را گفته است. کارری نیز به مالیات های سنگین صفوی و فرار مردم میانه اشاره کرده است، طوریکه در گذر از میانه در سال 1694 م. احدالناسی را هم ندیده است جز دو راهبان. اما کارری با تاکید بر صفا و سرسبزی میانه پیش بینی می کند که روزی این شهر دوباره احیا شود.
در اینجا نام 15 قلعه آورده می شود که بنام قلعه دختر شهرت دارند و نباید آنها را با هم اشتباه بگیریم: قلعه دختر میانه، قلعه دختر کرمان، قلعه دختر فیروز آباد فارس، قلعه دختر باکو ، قلعه دختر خراسان، قلعه دختر عراق(حصن المرا)، قلعه دختر قم ، قلعه دختر شهرستانک تهران، قلعه دختر چالوس، قلعه دختر فرشتگان فارس، قلعه دختر فهلیان فارس، قلعه دختر نایین، قلعه دختر چاراویماق، قلعه دختر گرمی، قلعه دختر کلیبر(قلعه بابک)
در مورد ابنیه و آثاری که بنام " دختر- قیز" مشهور شده اند، عده ای را عقیده بر این است که لزوما بانی یا حاکم آن قلعه یا پل، دختر نبوده است بلکه این عنوان بخاطر پاک و فرشته ای بودن این جنس آدمی به آن ابنیه اطلاق شده است و گویا نامگذاران آن ، امید به صیانت و محافظت این قلعه با این نام داشته اند. به نظر می رسد آنها قلعه را مانند دختر ، بکر و پاک و به دور از دسترسی دشمن می خواستند برای پل نیز آرزوی عدم دسترسی و توفق دشمن یعنی سیل بدان را داشته اند
منبع: کتاب میانه تالیف آقای مهندس نایبی