دلايل هشتگانه براي انتخاب "تومان" به عنوان واحد پول ملي

دلايل هشتگانه براي انتخاب "تومان" به عنوان واحد پول ملي
محمدصادق نائبی
 
با گذشت 82 سال از رسميت "ريال" به عنوان واحد پول ملي، هنوز عموم مردم و حتي مسئولين از بكارگيري واژه نامأنوس و اروپائي "رئال" يا "ريال" امتناع كرده و در مراودات مالي خود از واحد غيررسمي ولي متداول "تومان" استفاده مي كنند كه همين دوگانگي موجبات اشتباه، سوءتفاهم و سردرگمي مردم مي شود. آنها هر گاه قیمتی را به ریال می‌شنوند بايد تبديل به تومان بکنند، وقتي مي شنود فلان طرح با اعتبار چند ميلياردي اجرا شده نمي دانند منظور گوينده ريال است يا تومان؟
  وقتي قیمت كالايي روي آن درج شود، حتماً بايد واحد آن نوشته شود وگرنه سردرگم مي شويم. گردشگران خارجی از دوگانگي واحد پولي گيج مي شوند. اين دوگانگي، یک تلاش ذهنی بی‌فایده را بر ایرانیان تحمیل می‌کند که گاهی با خطا همراه است. قرن حاضر نشان داد، واحد پولي 80 ساله "ريال" هيچگاه نمي تواند جايگزين واحد پولي 800 ساله "تومان" شود و نبايد مجدداً اشتباه ديگري در اين موضوع بكنيم."تومان" یک واژه ایرانی ـ ترکی به معنای عدد "10.000" است كه علاوه بر واحد پولي ايران در 800 سال گذشته، در فرهنگ و ادب و تاريخ ما نيز همواره به جاي عدد ده هزار استفاده شده است. در واحد پولی نیز بخاطر برابری آن با 10.000 دینار چنین نامی را نهاده اند. واحد پولي تومان پس از 7 قرن در سال 1308 توسط رضاشاه منسوخ شده واحد نامأنوس پرتغالي ـ اسپانیائی "رئال" يا "ريال" به عنوان واحد پول ملي تعريف شد اما در اين 82 سال همچنان "تومان" در افواه و اقوال عامه مردم به عنوان واحد اصلی پول كاربرد داشته است. حتی مسئولین حکومتی نیز كه اجباراً و اكراهاً بايد از واژه فرنگي "ريال" استفاده كنند، كراراً فراموش کرده و از واحد مردمی تومان استفاده كرده اند. در مورد تاريخچه ضرب سكه و واحد پول در ايران، اولین واحد پول ایرانی "سکه صد دینار" یا همان "صنار" بود که سلطان محمود غزنوی آنرا ضرب کرد و بعدها به "محمودی" معروف شد. دينار واحد پول روم و برگرفته از نام امپراتور روم ديناريوس بود. همزمان شاهان سامانی ماوراءالنهر سکه های نقره ای معروف به "شاهی" را ضرب کردند که ارزش آن نصف محمودی بود. بعداً 1000 دینار را "قران" و 10.000 دینار را "تومان" گفتند. شاه عباس سکه 200 دیناری را به نام "عباسی" ضرب کرد اما همان زمان سکه های پرتغالی ـ اسپانیائی در ایران به نام "رئال" یا "ریال" متداول شدند که برابر 1175 دینار بود. "رئال" در اسپانيا و پرتغال همان "رويال" در انگليس است كه به معناي سلطنتي و شاهي است. نادرشاه نیز سکه "نادری" به ارزش 500 دینار ضرب کرد. در اواخر دوره قاجار سکه های 1000 و 2000 دیناری ضرب شد که به یک "قران" و "دو قران" یا دوهزار (اصطلاحاً دوزار و دوقرون) معروف شدند. رضا شاه ارزش 1175 دیناری را به 1000 کاهش داده و نام واحد پول ملی را "ریال" گذاشت. حال با افزايش تورم و افزايش تعداد صفرها در معاملات روزمره، جا دارد پس از 82 سال مجدداً چهار صفر ديگر از واحد پول ملي ريال برداشته و به دلايل هشتگانه ذيل الذكر، عنوان "تومان" را روي واحد پول ملي برگزينيم:
  1 ـ از نظر بين المللي : برخلاف "ريال" كه واژه اروپايي بوده و غير از ايران در چندين كشور مانند عربستان، عمان، قطر، يمن، برزيل به عنوان واحد ملي پول استفاده مي شود، هيچ كشوري داراي واحد پولي "تومان" نيست.
  2 ـ از نظر عددي: تومان به معنای 10.000 است. براي همين 10.000 دينار را تومان مي گفتند. اكنون نيز با حذف چهار صفر از پول ملي ريال، مي توان 10.000 ريال را "تومان" ناميد. اگر قرار بود 3 صفر حذف شود، اطلاق تومان به واحد پول اينچنين زيبا نبود.
  3 ـ از نظر عرفي و عامي : قرن حاضر نشان داد ايرانيان واحد پول 800 ساله ي "تومان" را فداي واحد پول فرنگي "ريال" نمي كنند. حتي كشورهاي همسايه نيز واحد پول ما را تومان مي دانند. بايد به باورها و عادتهاي مردم احترام گذاشت. هرگز مردم ايران مانند فرنگي ها ساعت يك نصف شب را يك بامداد نمي گويند. ساعت چهار بعد از ظهر، ساعت را از هزاران شهروند سئوال كنيم. چند نفر مي گويند: ساعت 16 است! مردم ايران 800 سال است با واحد پولي "تومان" يا "تومن" عجين شده است و آنرا فداي واحد 80 ساله نكرده و نمي كنند.
  4 ـ از نظر تاريخي: واحد پولي تومان يا عدد تومان در تاريخ ما سابقه 8 قرنی دارد. ما بايد تاريخ و فرهنگ خود را حفظ كنيم. براي نمونه 730 سال پيش رشيدالدين فضل الله در جامع التواریخ در قسمت داستان غازان خان آورده است: "خواجه شمس‌الدین صاحب دیوان...گفت...از هر ده تومان که پادشاه اطلاق فرمود هشت تومان توفیر می‌کنم و به دو تومان بر ولایت برات می‌کنم". و يا در عالم آرای صفوي (تصحيح يدالله شكري، بنياد فرهنگ ايران، صفحه 201) آمده است: "... و در کمر هر کدام بیست تومان زر نقد بود به دست سپاه قزلباش افتاد".
  5 ـ از نظر ادبي: "تومان" غير از واحد پولي در معناي 10.000 جزئی از شعر و ادبیات ما نيز بوده است. براي نمونه اميرخسرو دهلوي كه در آستانه 800 مين سال تولدش قرار داريم، در مصرعي مي گويد: "به فوجي ده «تومن» زير و زبر کرد" كه منظور از 10 تومن، ده تا 10.000 نفر است كه همان لشكر 100 هزار نفري است نه واحد پولي.
  6 ـ از نظر سياسي ـ نظامي: اصطلاح "تومان" در مسائل نظامي ايران به يك قشون 10 هزار نفري اطلاق مي شد. لذا فرمانده قشون 10 هزار نفري را هم "اميرتومان" يا "تومان باشي"مي گفتند كه رجال نظامي و سياسي زيادي در سده هاي گذشته داراي رتبه نظامي "امير تومان" يا "تومان باشي" بوده اند مانند مظفرالسلطنه اميرتومان.
  7 ـ از نظر رواني: طبيعي است كه با تغيير واحد پولي و رايج شدن اصطلاحي جديد، مردم دچار شوك روحي مي شوند. اين شوك ممكن است بخاطر نگراني از وضعيت مالي و ارزش پول جديد باشد، ممكن است بخاطر خلط با اعداد و ارقام يا اصطلاح هاي سابق (ريال و تومان) باشد يا به هر دليل ديگر. انتخاب پول رايج "تومان" مانند 800 سال گذشته مي تواند آرامش خوبي به جامعه و مردم بدهد همانگونه كه در تركيه بعد از حذف 6 صفر، واحد پول ملي را "لير" يا "لير جديد" ناميدند و مردم تركيه نيز اكنون "لير" مي گويند و مانند گذشته مبادلات و معاملات خود را انجام مي دهند.
 8 ـ از نظر تجربه : اشتباه رضاشاه در كنار گذاشتن عرف و عادت مردم نبايد تكرار شود. هنوز بعد از هشتاد و اندي سال روزنامه هاي كشور، اقوال وزيران و مديران را اصلاح مي كنند كه منظور مسئول تومان بوده است نه ريال! درحاليكه اين خطاي 10 برابري يعني 1000 % خطا! بهتر است به همين عادت 800 ساله مردم تمكين كنيم و تجربه و بن بستي ديگر را نيآزماييم.

برگزاري جشن 80 سالگي نخستين آثار ملي آذربايجان‌شرقي

 

خبرگزاري فارس: رئيس سازمان ميراث فرهنگي آذربايجان‌شرقي با اشاره به برگزاري جشن سالگرد 80 سالگي ثبت نخستين آثار تاريخي استان در فهرست آثار ملي گفت: نخستين آثار تاريخي ثبتي آذربايجان‌شرقي 80 ساله مي‌شوند.


به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز به نقل ا روابط عمومي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان‌شرقي، تراب محمدي اظهار داشت: اين جشن همزمان با جشن‌هاي دهه مبارك فجر در تبريز برگزار مي‌شود.
وي خاطرنشان كرد: دي ماه، يادآور حضور نخستين گروه‌هاي تهيه و آماده‌سازي پرونده‌هاي ثبتي و در نهايت ثبت نخستين آثار تاريخي آذربايجان‌شرقي در فهرست آثار ملي كشور است.
رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان شرقي اظهار داشت: پل‌دختر ميانه كه در روستاي آچاچي شهرستان ميانه واقع شده و متعلق به قرن هشتم هجري قمري است با شماره ثبتي 87 نخستين اثر ثبت شده استان در فهرست آثار ملي است.
محمدي افزود: پس از اين اثر، گنبد سرخ مراغه، گنبد كبود مراغه، مقبره مجاور مقبره مادر هلاكو در مراغه، گنبد غفاريه و گوي برج مراغه، آثار قرون ششم و هفتم هجري قمري و محراب مسجد جامع مرند متعلق به دوره ايلخاني با شماره‌هاي 134 تا 139 در همين تاريخ در فهرست آثار ملي به ثبت رسيدند.
رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان شرقي افزود: در همين تاريخ مسجد كبود تبريز دوره تيموري، ارگ عليشاه دوره ايلخاني و مسجد جامع تبريز با تاريخچه دوره سلجوقي تا قاجار با شماره هاي 169،170 و 171 در فهرست آثار ملي ثبت شدند.
محمدي تصريح كرد: آذربايجان‌شرقي در نخستين مرحله ثبت آثار، صاحب 10 اثر ثبتي شد و اين روند تاكنون ادامه يافته و بر همين اساس استان تا سال 1390 صاحب بيش از يك‌هزار و 800 اثر تاريخي فرهنگي در فهرست آثار ملي است.
وي خاطرنشان كرد: ثبت آثار در فهرست آثار ملي با جديت در استان پيگيري مي‌شود تا جايي كه در سال 87 و 88 استان آذربايجان‌شرقي موفق به اخذ رتبه دوم بيشترين آثار ثبتي در بين استان‌هاي كشور را به خود اختصاص داد.
محمدي يادآور شد: سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان‌شرقي تنها به آثار تاريخي بسنده نكرده و ثبت آثار ناملموس به عنوان ميراث معنوي استان را در اولويت كاري خود قرار داده كه در اين خصوص نيز موفقيت‌هاي قابل توجهي به دست آورده است.

مصاحبه با مدیرعامل  شرکت شکلات سازی آچاچی

مصاحبه با علی ایرانی رشیداباد چهره ی ماندگار کنگره چهره های برتر صنعت و تجارت کشور

 

چندی پیش متوجه شدیم که شخصی به نام « علی ایرانی رشید آبادی »، از سوی کنگره ای  با عنوان «کنگره چهره های برتر  صنعت و تجارت » در همایش های بین المللی صدا وسیمای تهران سال 1389 مورد تجلیل قرارگرفته است.

 بدون شک همه مان از شنیدن این خبر به شوق آمدیم و این خبر کوچکی نبود تا ما به عنوان تنها رسانه ی رسمی شهرستان میانه از آن چشم پوشی کنیم. بلی، درست حدس زدید آقای ایرانی یکی از همشهریان فاخر و غرور آفرین ماست که بلافاصله بعد از شنیدن این خبر بزرگ به سویشان، جهت یک مصاحبه خصوصی شتافتیم. لازم بذکر است که در این مصاحبه گرم و صمیمی جهت سهولت ادراک پرسشها و پاسخها از دو نشانه استفاده نموده ایم ، بدین ترتیب که پرسشهای خبرنگار را با علامت * و پاسخهای جناب ایرانی با نشانه ـ نمایش داده میشوند.

*آقای ایرانی میدانیم که متولد شهرستان میانه هستید ، اما میخواهم خواهش کنم که خود را به طور کامل معرفی کنید؟

ـ بنده علی ایرانی رشید آبادی و همینطور که از اسمم پیداست در روستای رشید آباد بخش کاغذکنان شهرستان میانه، در سال 1330 به دنیا آمده ام. از قدیم و ندیم ها متأهل بوده ( خنده ) و دارای دو فرزند پسر و یک دختر میباشم، که یکی از پسرانم به اسم آیدین مدیر فروش شرکت است.

*آقای ایرانی شاید خیلی ها مثل من کنجکاو باشند بدانند که شما این کار را از کجا آغاز نموده اید، منظورم این است که آیا این پیشه ی خانوادگی شماست و این ثروت انبوه را از پدرتان به ارث برده اید؟

ـ ( همراه با تبسم میگوید: ) ارث! ... خیر. بنده در سال 1343 به این شغل رو آوردم. البته اوایل هیچ فکرش را نمیکردم که چنین عاشق و دلبسته ی اینکار شوم، چون هرچه بود به عنوان یک کارگر ساده در یک قنادی کوچک در تهران کار میکردم، بعدها متوجه شدم که دل کندن از این کار برایم ممکن نیست.

* پس این کارخانه و بقول معروف این دم ودستگاه، این برو و بیا ها و ... بلاخره از کجا آمده اند، یعنی میخواهید بگویید همه حاصل زحمت و دست رنج خودتان است و شما بودید که آچاچی را از نقطه ی صفر آغاز کرده اید؟

ـ بلی، تنها مدتی بعد از شروع کار در آن قنادی کوچک بود که شروع به پروراندن این رویای بزرگ در ذهنم کردم.

*پس بلاخره رویایتان کی به حقیقت پیوست، منظورم این است که در چه سالی شرکت آچاچی را بنیان نهادید؟

ـ در سال 1357.

*آیا از شکست نمی ترسیدید؟ بلاخره شما در آن موقع  یک بچــه شهرستانی غریب در یک شهــر درندشت بودید و یکهو در بین غول های صنعتِ شکلات و

شیرینی  قد علم کردید. هیچ وقت از اینکه سیلی ورشکستگی به صورتتان بخورد هراسی نداشتید؟

ـ خب به هر حال شروع هر کار و اشتغالی، در نوع و حد خود استرس و نگرانی همراه دارد، ما هم در این امر مستثنی نیستیم. اما با همه ی  تجربه ها و آموخته  هایمان ، البته از

همه مهمتر با  عشقی که به این کار داشتیم دل به دریا زدیم و هرگز از این کار پشیمان نیستیم ... چون در این راه خیلی زحمت کشیده و خون دل خورده ام . همیشه توکلم به خدا بوده و شکرش میگویم که زحماتم را از آفت حفظ کرده و به بار نشاند. در طی این سالها بسرعت پیشرفت کردیم و همانطور که میبینید به یکی از مدعیان اصلی و غیر قابل حذف این تجارت مبدل شده ایم.

*بی برو و برگرد این سوأل بسیاری از مردم است که حالا چرا آچاچی؟ چرا این اسم را برای شرکتتان برگزیدید؟

ـ این سوأل را قبلاً خیلی ها، بخصوص غریبه ها از من میپرسند که آچاچی یعنی چی؟  اما من منظور شما را از این سوأل میدانم پس متناسب با آن جواب میدهم. من در جوانی عاشق ورزش بودم، بخصوص رشته ی دوچرخه سواری. در آن زمانها یعنی در حول و حوش سالهای 54 ـ55 دو نفر دوچرخه سوار میانه ای به نامهای غلامحسین کوهی و محمد علی محمدی در این رشته قهرمان آسیا شدند. من بشدت از این غرور آفرینی این دو همشهری که اهل روستای آچاچی بودند احساس فخر کرده و بشدت به آنها بالیدم. خوب یادم میآید که در آن زمان تا یک مدت در پوستم نمیگنجیدم، همان موقع ها بود که این ایده به ذهنم خطور کرد و به فکرش افتادم که اگر شرکتی تأسیس کنم، اسمش را حتماً آچاچی خواهم گذاشت. ( میخندد و ... میگوید که خیلی ناسیونالیست است !)

*آیا نام کامل شرکت شما آچاچی است؟ شنیده ام که قبلا نام کاملش « آچاچی قافلانکوه » بوده؟

ـ بلی، نام شرکت تا سال 1380که منشعب شد آچاچی قافلانکوه بود.

*آیا شرکت شما با شرکت « شکلات قافلانکوه » نسبتی دارد، چون اینطور شایعه شده است که ایشان نیز اهل میانه و از نزدیکان شما هستند؟

ـ اتفاقاً شرکت شکلات قافلانکوه از شرکت ما انشعاب یافته است. صاحب این شرکت یکی از دوستان بسیار صمیمی بنده است که قبلا شریک بنده نیز بودند، اما بعداً به دلایلی ترجیح داده شد که سهم شرکت را تقسیم کنیم. در این مورد هم که ایشان اهل میانه هستند باید بگویم نه خیر، ایشان اهل شهرستان شبستر بوده و هیچ سنخیتی با شهرستان میانه ندارند. تنها موقع تقسیم سهام شرکت، نام قافلانکوه از ادامه نام اصلی جدا گشته و به ایشان تسلیم شد.

*آیا در این شغل الگویی برای خود داشته اید؟

ـ نه بطور جدی، اما تا حدودی در آن زمانها به شرکت بزرگ « مینو » غبطه میخوردم.

*پر فروش بودن محصولاتتان در داخل کشور از چشم هیچ کس پوشیده نیست، میخواهم بدانم آیا شما در بخش صادرات نیز فعال هستید؟

ـ بلی، از چند سال پیش توانسته ایم مشتریان خارجی

بخصوص از کشورهای حوزه ی خلیج فارس و اروپا را جذب کنیم و خوشبختانه شاهد رشد چشمگیری در این زمینه هستیم که بلا تردید سبب این امر هدف ماست یعنی رضایت کلیه ی مشتریان با هر ملیتی که در هر کجای دنیا دارند.

*بی شک آرزوی فردی مثل شما باید خیلی بزرگ باشد، با علم بر اینکه هرگز نمیتوانم برآورده اش کنم (خنده) آیا میتوانم بپرسم بزرگترین آرزویتان چیست؟

ـ( گویا با این سوأل آقای ایرانی را هم به خنده انداخته ام، بعد از خنده ای کوتاه میگوید: ) اتفاقاً تو یکی از کسانی هستی که میتونی آرزوی به گفته ی خودت بزرگ من رو بر آورده کنی ... ( میپرسی چطور ؟) ... بزرگترین آرزوی من اینست که وقتی شخصی شکلات شرکت آچاچی را در دهانش میگذارد با لذت و رضایت به جلدش نگاه کند.

*آرزویتان زیباست اما خواهش میکنم کلیشه ای صحبت نکنید ...

ـ باشه... باشه ... ( به خنده می افتد ) یکی دیگر  از  بزرگترین آرزوهام این است که برای شرکتم با همین اسم باشگاه فوتبال تشکیل دهم و تیم فوتبال آچاچی در لیگ برتر حضور داشته باشد.

* اکثرناسیونالیستها وقتی قدرت و ثروت مکفی را کسب میکنند معمولا به موطن خود برگشته و به آنجا خدمت میکنند، اگر بخواهید میتوانم برایتان نمونه هایی در اینباره اسم ببرم ... شما که ادعا میکنید یک آدم ناسیونالیست هستید آیا نمیخواهید کارخانه ای برای اشتغال جوانان میانه ای در این شهر احداث کنید؟

ـ چرا.. چرا ... هم اکنون 2 کارخانه که شعبی از آچاچی خواهند بود، درشرف احداث هستند. « آذین زیبا جوان » در شهرک صنعتی ( کرج ) فاز اول خود را فعال میبیند که انشاالله راه اندازی فاز دوم اش هم طولی نخواهد کشید. اما شرکت دیگر و اصلی ( که به احتمال زیاد نامش کیوی خواهد بود ) در بخش کاغذکنان شهرمان راه اندازی میشود، که هم اکنون مراحل اولیه ی را طی میکند. باید بگویم که ما نقشه های زیادی برای «کیوی » در سر داریم و کارهای زیادی برای راه اندازی آن انجام داده ایم. که من خود شخصاً با عشق غیر قابل وصفی مراحل احداث اش را دنبال میکنم ( با تبسم میگوید، گفتم که من آدم ناسیونالیستیم! در این راستا مصاحبه اش با یک مجله ی معروف را نشانم میدهد و از من میخواهد که متن آنرا بخوانم. عین متن را در ادامه میآورم ... ) این متن نوشته شده است: « شرک آچاچی افتخار دارد که بعد از 35 سال فعالیت در عرصه ی تولید شیرینی جات به بالاترین هدف خود که همانا کیفیت برتر و ایجاد  اشتغال جوانان است نائل آید و سعی آن دارد با ایجاد

زیر مجموعه های تولیدی در زمره موفقترین ها باشد و این نوید را به شما میدهیم در آینده نزدیک شرکتی به نام آذین زیبا جوان در شهرک صنعتی صفا دشت.

در زمینی به مساحت7000 مترمربع و زیر بنای 10000 مترمربع تا شهریور ماه سال 1390 به بهره برداری خواهد رسید، البته این پایان کار نیست در آینده واحد سومی هم در شهرک صنعتی آذربایجان شرقی بخش کاغذکنان در زمینی به مساحت10500 مترمربع و زیر بنای70000 مترمربع به بهره برداری خواهد رسید ».

وقتی خواندن متن تمام شد آقای ایرانی را بالای سرم یافتم که با گشاده رویی ایستاده و با شیطنت خاصی نگاهم میکرد. درست در نقطه ی تلاقی نگاهمان بلافاصله گفت: « گفتم که من آدم ناسیونالیستیم ... » بی ریا خندید و یک نالیون دستی بزرگ پر از بسته های انواع شکلات به همراه چند تی شرت مارک آچاچی ، به دستم داد و من بی درنگ  بیاد آن جمله پیر سخندان افتادم که گفته است: « افتادگی آموز گر طالب فیضی ... » هنوز هم واقعا باورم نمیشود که شخصی با این همه دارائی و ثروت، چنین متواضع، فروتن و مهربان باشد. خداحافظی کرده و از این که وقتش را به من داد تشکر میکنم، صد البته شوق خود را از گرفتن آن همه شکلات و کادو هیچ پنهان نمیکنم.

باید یاد آور شوم که واحد تولیدی آچاچی در سالهای نخستین با تولید ژله و باسلق فعالیت خود را آغاز نمود. در سالهای بعد با افزودن برخطوط تولید و ارائه انواع شکلات کاکائو، سوهان عسلی و نان نخودچی فعالیت خود را گسترش داد و همین فعالیت ها بود که موجب شد تا اولین دریافت کننده ی پروانه ی ساخت باسلق و سوهان عسلی از وزارت بهداشت و درمان باشد و در ضمن گسترش خط تولید ژله آماده در وزنهای مختلف، پودر ژله، پودر شربت، شکلات نارگیلی، شکو دراژه، دراژه رنگی، اسمارتیز و کانفت تولید مینماید. دست اندرکارانش هرگز فراموش نمیکنند که با کارگاهی به مساحت 50 متر شروع به فعالیت نمودند، اما قطعاً آنان با امید این دوردست زیبا را میدیدند که  هم اکنون واحد تولیدی آچاچی با وارد کردن ماشین آلات پیشرفته و استفاده از تکنولوژی روز دنیا سهم مهمی در ارتقاء صنعت شیرینی و شکلات ایفا مینماید و جای خوشحالی دارد که میتوان گفت کارآفرینان اهالی روستای رشید آباد بخش کاغذکنان 95 درصد سهم تولید ژله کشورمان را در اختیار دارند که باعث اشتغال زایی 500 جوان اعم از دختر و پسر شده است .

منبع: هفته نامه قافلان میانه