مردم آذربايجان مردمي اصيل هستند. آنها در دوستي ثابت قدم، در برابر مشكلات شجاع و مقاوم و به غيرت شهرهاند. از جمله خصلت هاي اين مردم مهمان نوازي، سلحشوري، آزادمنشي، راستگويي، مرزداري و پايبندي به اعتقادات مذهبي است.
يكتاپرستي و ايمان به پروردگار در اعماق دل و روح مردم اين سامان ريشه دارد و احساسات وطن دوستي آنان در تمام ادوار تاريخ ضرب المثل بوده است.
قيام هاي مكرر اهالي تبريز در هنگام جنگ هاي عثماني و دولت استبدادي روسيه تزاري سرشار از فداكاري ها و جانبازي هاي شگفت انگيزي است كه در تاريخ ، جاودان خواهد ماند.
«حسينقلي كاتبي» در كتاب « آذربايجان و وحدت ملي» مي نويسد:« طرز معاشرت، برخورد اجتماعي، تعارفات، طرز برگزاري جشن هاي ملي و مذهبي مثل مراسم نوروز و چهارشنبه سوري و سيزده به در ، عيد غديرخم ، ميلاد مولي علي (ع) ، رسوم مهماني و عروسي، تعزيه و عزاداري و غيره در تمامي سرزمين ايران يكسان اجرا مي شود. از ديگر ويژگي هاي ايراني در اخلاق ملي مثل مهمان نوازي، ادب و احترام و خوش سلوكي و حسن معاشرت در ميان عموم ايرانيان از خراساني و آذربايجاني و كرماني و كرد و بلوچ يكسان است.»
آيينها و سنتهاي قديمي هر سرزمين و ديار يادگارهايي گرانسنگ از گذشتههاي دور مردم آن سرزمين هستند. سنتها و رسمهايي كه سينه به سينه از دوردستهاي تاريخ به امروز رسيدهاند و شايد بسياري از آنها در تاريكي گذر زمان به فراموشي سپرده شدهاند. نوروز يكي از ماندگارترين اين سنتهاست كه مانند هزاران سال پيش همچنان پويا و زنده در زندگي ايرانيان متبلور است.
در اين بين آذربايجانيها هم نوروز باستان را با دهها رسم و سنت قديمياش محفوظ نگاه داشتهاند و هر سال با شكوهتر از سال پيش آنرا برپا ميدارند.
نوروز بزرگترين عيد مردم آذربايجان محسوب ميشود و در تمامي مناطق اين خطه از ايران زمين برگزار ميشود. آذربايجانيها از اين عيد با عنوانهايي چون « نوروز بايرامي» و « ايل بايرامي» ياد ميكنند و گاه لفظ بايرام به معناي عيد عموما به اين عيد بزرگ اختصاص داده ميشود.
واژگاني چون «بايرام آخشامي» (عصر عيد)، «بايرام آيي» (ماه عيد)، « بايرام گوني» (روز عيد)، « بايرام بازاري» (بازار عيد)، « بايرام سفرهسي» (سفرهي عيد)، «بايرام پالتاري» ( لباس عيد)، «بايرام يومورتاسي» (تخممرغ عيد)، « بايرام ايش لري» (كارهاي عيد)، « بايرامائق» (عيدي) و ... همه و همه در ارتباط با عيد نوروز استعمال ميشوند.
در گذشته مردم اين منطقه از واژه بايرام براي نامگذاري فرزندان خود نيز بهره مي بردند. ممكن بود كودكي در روز عيد نوروز متولد شود و نامهايي چون بايرام، بايرامعلي، بايرام خاتون، نوروز، نوروز علي و ... را به خود گيرد.
تبريكهايي چون «بايرامئز مبارك اولسون» (عيدتان مباركباد)، « يوز بئله بايراملار گوره سيز» ( صد سال به از اين سالها)، « گلن گون لريز خيره قالئن» (روزهاي آيندهتان به خير و نيكي ختم شود)، « نئچه بئله ايل لره يئتيشه سيز» (سالهايي به همين خوبي در پيش رو داشته باشيد ) و ... از رايجترين شادباشهاي مردم آذربايجان به مناسبت عيد نوروز است.
نوروز مقدمههايي را هم دارد، زنان كدبانوي آذري از چند روز مانده به عيد دست به كار ميشوند و كار خانهتكاني را آغاز ميكنند. شستن فرشها، گردگيري، رنگ كردن خانه و تزيين اتاق مهمان (قوناق اتاقي) از جمله اين كارهاست پخت انواع كلوچههاي سنتي مانند «دستانا»، «نزيك»، تهيه تخم مرغ رنگشده، تهيه سبزه و سمنو و آماده كردن سفره عيد از ديگر امور مقدماتي عيد نوروز هستند.
ايام عيد آجيل مخصوص خود را دارد و تبريز و آذربايجان در مرغوبيت و تنوع آجيل زبانزد خاص و عام هستند.
*چهارشنبه سوري
چهار آتش افروزي در چهار چهارشنبه به عدد رمزي چهار اشاره دارد. فيثاغورث عدد چهار را اصل و ريشه طبيعت جاودان مي داند. چهار طبع انساني، چهار عنصر حيات ، نشان از وجهي مهم و مثبت دارند كه اگر چه به تدريج شكل گرفته، اما امر واحدي است.
بنابراين عدد چهار در اين آيين، حكايت از چهار وجه طبيعت دارد كه به تدريج عنصري واحد يعني طبيعت، سال، مكان يا هر پديده چهار وجهي را مي سازند. به اين ترتيب كه اولين چهارشنبه منسوب به باد است و در آن نيز باد مي آيد. دومي خاك، سومي آتش و سرانجام آب كه در اين زمان از يخ بستن خاك كاسته مي شود و زمين نفس مي كشد. صبح آخرين چهارشنبه سوري مردم بر سر آب رفته و از روي آن مي پرند و مي خوانند: آتيل ماتيل چرشنبه( عاطل و باطل شود چهارشنبه) / بختيم آچيل چرشنبه(بختم بازشود چهارشنبه)
اگر آب را نماد باروري بدانيم، آخرين چهارشنبه اسفند با باروري طبيعت همراه است. در روستاها معتقدند كه چهارشنبه آخر سال، «چرشنبه خاتون» است. به همين دليل زنان بالاي اجاق خوراك پزي با آرد شكل زني زيبا را مي كشند و زير آن يك آينه و شانه مي گذارند تا وقتي چهارشنبه خاتون آمد سرش را شانه بزند. چهارشنبه خاتون تأكيدي بر بارور شدن زمين در آخرين روزهاي اسفند است. در ميان مردم آذربايجان شرقي هر يك از چهارشنبه ها نامي دارند.
مفصلترين مراسم متعلق به آخرين چهارشنبه سوري است كه در آن شب حتماً برنج سفيد پخته و به همراه آجيل و شيريني بر سفره مي گذارند. پسران جوان يا نوجوان شالي برداشته و از سوراخ بالاي بام خانه ( كه عمدتاً براي تعويض هوا و خارج شدن دود تنور تعبيه شده) شال خود را پايين مي اندازند. صاحبخانه نيز به فراخور حال خود، مقداري آجيل، شيريني يا تخم مرغ در گوشه شال مي بندد تا پسر آن را بالا بكشد. چنانچه پسر، خواهان دختر خانواده باشد، شال را بالا نمي كشد. چنانچه خانواده دختر راضي باشد، نشانه اي از دختر را به شال مي بندند.
رسم شال اندازي در بيشتر نقاط آذربايجان رايج بوده و هنوز هم در بعضي از روستاها انجام مي شود.
صبح آخرين چهارشنبه ، زنان بر سر رود يا چشمه رفته كوزه ها را پر از آب مي كنند. آنها خود زودتر ازهمه از روي آب مي پرند، گاه دام ها را براي گذشتن از آب به سرچشمه يا رود مي برند. از آبي كه از آنجا آورده شده براي خمير كردن ، روشن كردن سماور و يا پختن غذا استفاده مي شود.
از جمله مراسم ديگري كه در اين روز معمول است فرستادن خوانچهاي از ميوه و شيريني براي عروس و خانواده اوست. در شب چله نيز خوانچهاي نظير همين فرستاده مي شود.
خوردن هفت دانه روغني، شيريني يا غله نيز از مراسم رايج مربوط به چهارشنبه سوري در آذربايجان شرقي است. درست كردن هفت نوع خوراكي شيرين ( هفت لون)در اين روز معمول است. در بعضي نقاط، شيريني گلابيه، گردو، بادام، پسته، ميوه، سيب، پرتقال، نخود و كشمش تركيب هفت لون را تشكيل ميدهد.
دو رسم جالب در آخرين چهارشنبه سال در آذربايجان شرقي ديده شده كه حاوي نكات رمزي و نمادين بسيار است. در روستاي قوريجان، زنان داخل پوست گردو، شمع روشني مي گذارند و آن را روي آب به صورت شناور رها قرار ميدهند. در همان حال پسراني كه نيت كرده اند صبح زود در آب شنا مي كنند. دومين رسم به عشاير كليبر برمي گردد، آنها در چهارشنبه سوري، صبح زود در دو نقطه مقابل يكديگر با فاصلهاي نه چندان زياد از هم آتش بزرگي بر ميافروزند و دام هايشان را از ميان دو آتش عبور مي دهندف پس از آن از آبي كه از نهر آورده اند به حيوان ها مي دهند.
*ساياچيها
ساياچيها با قلبهايي مالامال از آرزوهاي خوش و دعاهاي خير، روزشمار پايان سال را با شعر و ترانه زمزمه ميكنند و خير و بركت سال آينده را از درگاه بيهمتاي بخشنده طلب ميكنند.
مراسم سنتي «سايا» از جمله زيباترين رسمهاي مردمان خطه آذربايجان به مناسبت روزهاي پاياني سال و آغاز سال نو است كه از چندين ده روز مانده به عيد نوروز در شهرها و روستاهاي مختلف آذربايجان برگزار ميشود.
برپا كننده اين مراسم شخصي به نام « ساياچي» است. وي در روزهاي پاياني هر سال خانه به خانه ميگردد و با خواندن شعرهايي مخصوص براي اهالي هر خانه، سالي پربركت را آرزو ميكند. او همچنين روزهاي مانده به عيد را شمارش ميكند و بدين جهت ميتوان گفت به احتمال زياد، واژه « سايا» از مصدر تركي «سايماق» به معناي «شمردن» گرفته شده است.
ساياچيها در مقابل دعاهاي خير و شعرهاي دوستداشتني خود از صاحبخانهها هديه و انعامي را دريافت ميكنند. اين هديه ممكن است گندم و جو و شيريني و آجيل باشد يا مبلغي پول به ساياچي هديه داده شود. ساياچي در شعرهاي خود براي كساني كه با ميل و رغبت و گشادهدستي به او هديه و انعام دادهاند، آرزوي تولد فرزند پسر در سال آينده را ميكند و براي آنهايي كه هديهاي اندك و كمارزش دادهاند، دختردار شدن را ميطلبد.
وصف حال احشام و گوسفندان از ديگر نكتههاي جالب توجه شعرهاي « سايا» است:
«سايا گلدي، گوردوزمي؟
سلامئني، آلدئزمي؟
آنني قاشقا قوچ قوزوني
ساياچيپا، وئرديزمي؟»
ترجمه (سايا آمده او را ديديد؟
جواب سلام او را داديد؟
بره پيشاني قشقا را
به ساپاچي داديد؟)
«بوسايا كيمدن قالئب؟
حضرت آدم دن قالئب
حضرت آدم گلنده
دونيا بونيد اولاندا
موسي چوپان اولاندا
قئرمزي بوغدا بيننده
شيشليگيميز اويشدي »
ترجمه:( اين سايا از كه به يادگار مانده است؟
از حضرت آدم (ع) بر جاي مانده است
در زمان آمدن حضرت آدم (ع)
و زمانيكه بنياد دنيا نهاد شد
و زمانيكه حضرت موسي (ع) چوپان بود
و زمانيكه گندم سرخرنگ بر كشتزارها ميروييد
كباب روي سيخمان بره سه ساله است.)
«بو سايا ياخجي سايا
هم چشمه يه، هم چايا
هم الودوزا، هم آيا
هم يوخسولا هم وارا
ترجمه: (اين سايا، ساياي خوبي بشود
هم براي چشمه هم براي رود
هم براي ستاره و هم براي ماه
هم براي فقير و هم براي غني)
«جانئم آلا باش قويون
قارلي داغلار آش قويون
ياغئندان پيلو اولار
قورو دوندان آش قويون»
ترجمه:( اي جان من گوسفند آلا باش
از كوههاي پوشيده از برف بالا برو
از روغن تو پلو به عمل ميآيد
و از كشك تو آش طبخ ميشود)
« جانئم بوشيشك قويون
يوني بير دوشك قويون
بولاماني بول ايله
قئرئلدي اوشاق قويون»
ترجمه: (اي جان من، بره دوساله
كه به اندازه پشم يك تشك پشمداري
آغوزت را فراوان كن
كه بچههايم تلف شدند)
«جانئم بوز آلا قويون
ايه ن سنين ساياندان
اوغلونا قئز آلا قويون»
ترجمه: (اي جان من گوسفند بوز آلا
كه در راه بيحال ميشوي
صاحبت در سايه تو
براي پسرش زن اختيار كند)
*تكمگردانها
تكمگردانهاي آذربايجان در آستانه عيد نوروز باستاني، با عروسكهاي بز، «تكه» و ماجراهاي شيرينش به استقبال بهار طبيعت و سال نو ميروند.
تكم گرداني يكي از آيينها و سنتهاي رايج در آذربايجان در آستانه عيد نوروز و سال نو خورشيدي است. "تكه" يا "تكم" واژهاي تركي به معناي بز نر است و برگزاركننده اين مراسم در حاليكه عروسكي به شكل بز نر را در دست دارد و سر اين بز را به اين سو و آن سو تكان ميدهد، شعرهايي شنيدني درباره تكه و ماجراهاي او را ميخواند.
تكمگردان در هر كوي و برزني حاضر ميشود و از مردم در قبال خواندن شعرهايش و بازي دادن "تكه" عروسكياش هديه و انعام ميستاند.
تكمگردانها اين گونه آواز سرميدهند:
بو تكه اويون ائدر
قوردونان قول بويون ائدر
يئغار ايرانئن دويوسون
چه پيشينين تويون ائدر
ترجمه: (اين بز نر بازي ميكند. با گرگ همراهي ميكند و دست برگردن او مياندازد. محصول برنج كل ايران را جمعآوري ميكند و براي بزغالهاش جشن عروسي به پا ميكند)
بو تكه آختاته
بويونوندا وار نوختا تكه
گاه قول اولار ساتئلار
گاهدا چئخار تاختاتكه
ترجمه (اين بز نر، بز نر اخته كه طنابي بر گردنش بسته شده است گاه غلام و برده ميشود و به فروش ميرسد و گاه پادشاه ميشود و بر تخت سلطنت تكيه ميدهد.)
* بايراملئق
آغاز سال نو خورشيدي و فرارسيدن عيد نوروز فرصتي است براي احياء بسياري از سنتهاي قديمي كه از آن جمله ميتوان به دادن بايراملئق (عيدي) و ايل سيكه سي (سكه سال) اشاره داشت.
بايراملئق يا عيدي هديهاي است كه افراد به مناسبت فرا رسيدن عيد به همديگر ميدهند و معمولا اين هديه از طرف بزرگترها به كوچكترها داده ميشود.
در آذربايجان اين هديه ميتواند يك تخم مرغ رنگ شده عيد باشد يا يك لباس و يا يك اسكناس تازه تا نخورده.
اسكناس نو و يا پول متداولترين نوع بايراملئق است كه افراد به همديگر ميدهند. در برخي خانوادهها پدر اسكناسهاي نويي را در ميان صفحات قرآن كريم نگهداري ميكند و بعد از لحظه تحويل سال نو به اعضاي خانواده هديه ميدهد.
دادن عيدي به تازه عروسها و تازه دامادها و نامزدهاي جوان از اهميت فراواني برخوردار است.
اما دادن "ايل سيكه سي" يا "سكه سال" رسم ديگري است كه در نزد مردم ديار آذربايجان به مناسبت عيد نوروز متداول است.
معمولا برخي افراد كه به داشتن دستي با بركت و يا به اصطلاح آذريها دستي سبك مشهورند با آغاز سال نو به دوستان و آشنايان "ايل سيكه سي" ميدهند تا با دريافت نخستين پول سال از چنين دست مباركي سالي پر رونق و خوب از لحاظ اقتصادي داشته باشند. فردي كه "ايل سيكه سي" ميدهد ممكن است پيرمردي 80 ساله باشد و يا كودكي 7 ساله هيچ تفاوتي ندارد بلكه ملاك بركت دست است و بس.
*طبخ انواع غذاها و خوراكيهاي خوشمزه
آذربايجانيها از جمله اقوام ايراني هستند كه در طبخ انواع غذاها و خوراكهاي خوشمزه مهارت ويژهاي دارند و غذاهاي سنتي اين خطه شهره خاص و عام است. در اين بين آشپزي تبريزيها چيز ديگري است و گفته ميشود كه خوشمرهترين غذاها و شيرينيهاي ايران در تبريز پخته ميشود.
برخي از غذاهاي سنتي علاوه بر طبخ در طول سال در روزهاي به خصوصي نيز معمولا پخته ميشوند و مردم آذربايجان و تبريز طبق سنتهاي قديمي خود در ايام خاص سال غذاهاي سنتي مخصوص آن ايام را آماده ميكنند.
در اين بين نوروز در آغازين روزش و در آخرين روز خود غذاهاي ويژهاي را دارد.
تبريزيها و مردم برخي ديگر از نقاط آذربايجان اعتقاد دارند كه پخت دلمه برگ مو "يرپاق دولماسي" در زمان تحويل سال نو خوش يمن و مبارك است و حتما بايد در آن لحظه در قابلمهيشان دلمه بپزد و عطر اين غذاي خوشمزه سنتي فضاي خانه را پر كند.
چرا كه دلمه نمادي از صميميت و دورهم بودن است. همچنان كه در داخل يك برگ مو اجزاي متعددي چون برنج و لپه و بلغور و انواع سبزيجات جمع ميشوند و خوراك دلمه را پديد ميآورند بدين صورت نيز افراد خانواده در كنار همديگر جمع شوند و كانون خانواده گرم تر از هميشه باشد، براي تهيه دلمه برگ مو كدبانوهاي آذري از چند روز قبل از شروع عيد نوروز وارد عمل ميشوند اولين كار در اين راستا تهيه برگ مو است كه معمولا در شور آب نگهداري ميشود. مغازه داران و دست فروشان نيز با نزديكي به روزهاي پايان سال به فروش برگ مو ميپردازند. ديگر غذاي سنتي نوروز تبريزيها كوفته تبريزي است كه در 13 فروردين و روز 13 بدر تهيه ميشود و خانوادهها بعد از سپري كردن ساعات اوليه روز به گردش و تفريح دردل طبيعت بر سر سفرهاي مينشينند كه كوفته خوشمزه تبريزي زينت بخش آن است.
*گفتگو با محقق و مورخ آذربايجاني در مورد آداب و رسوم نوروز
عيد نوروز مراسمي است كه به ايران باستان مربوط مي شود و يادگار و سنتي چند هزار ساله دارد كه حتي به دوران قبل از زرتشت برمي گردد. به دنبال نو شدن سال همه برخود وظيفه مي بينند تا سال جديد را با شادي و دلخوشي شروع كنند و كينه، كدورت، غم و غصه هاي سال قبل را به دور بريزند، در اين رابطه با بهروز خاماچي محقق و مورخ آذربايجاني به گفتگو نشستيم كه مي خوانيد.
بهروز خاماچي ميگويد: قبل از هر سخني فرارسيدن عيد سعيد نوروز را به تمامي هموطنان و هم شهريان عزيز تبريك عرض مي كنم.
اميدوارم سال جديد سالي توام با خير و بركت براي همه عزيزان باشد و بتوانيم روزبه روز شاهد پيشرفت و توسعه كشورمان در تمامي عرصه هاي علمي- فرهنگي- اقتصادي- سياسي باشيم.
وي ميافزايد: همانطور كه مي دانيد قبل از شروع سال جديد مردم با انجام دادن مراسم خاص به استقبال سال نو مي روند.
يكي از اين مراسم آداب و رسوم مربوط به روز چهارشنبه آخر سال يا چهارشنبه سوري است.
خاماچي ادامه ميدهد: با توجه به اينكه آذربايجان مركز خشكبار در كشور بوده و انواع و اقسام خشكبار از اين منطقه به خارج استان صادر مي شود، در قديم روز چهارشنبه سوري مغازه ها را آذين بندي مي كردند و مجمع هاي بزرگ را به صورت طبقات درآورده و با آجيل مخصوص اين روز پر كرده آنها را با انواع مجسمه ها، ساعت ها و ... تزئين مي كردند و به فروش مي رساندند طوري كه تمام محصولات انبارها در اين روز به فروش مي رسيد و اين مراسم يك نوع شكرگزاري است كه علي رغم تمام شدن سال انبارهاي ما از محصولات خالي نشده است.
وي ميافزايد: در قديم رسم براين بود كه در چنين روزي مردم هر چه خريده اند درون مجمع بزرگ مي ريختند و سهم افراد خانواده، عروس ها و مادر بزرگ ها و يا سهم بچه ها را كنار مي گذاشتند. همچنين چهارشنبه شب آخر سال هديه تازه عروس، يميش چهارشنبه سوري، غذاهاي پخته تزئين شده و هداياي فاميل نزديك داماد چون مادر، خواهر، برادر و پدر خود داماد را درون مجمع بزرگ گذاشته و به منزل دختر مي فرستادند و كسي كه آن مجمع را حمل مي كرد از طرف خانواده داماد انعام مي گرفت.
خاماچي ادامه ميدهد: آن زمان حتي سهم ميراب محله، شبگرد محله، پليس محله و باباي مدرسه را كه شامل پيراهني، آجيل و... بوده كنار مي گذاشتند.
بهترين غذاي شب چهارشنبه سوري قورمه سبزي بود كه همگي در حياط منازل وروي اجاق مي پختند و عطر و بوي برنج پخته و قورمه سبزي از همه منازل هوا را پر مي كرد.
به گفته اين محقق، از آداب خاص آذربايجاني ها در روز چهارشنبه آخر سال اين بود كه به سرچشمه مي رفتند. آن زمان زنان كوزه ها و بشقاب هاي سفالي كهنه را كنار چشمه مي شكستند و كوزه نو را از آب چشمه پر مي كردند و آب آن را به چهار گوشه خانه ميريختند. دعا مي خواندند و جلوي درب ورودي را جارو مي كردند آن روز هر چه ظرف و ظروف و لباس كهنه بود دور مي ريختند و با اين كار روحيه تازه اي مي گرفتند و تا يكسال با روحيه شاد زندگي مي كردند.
وي به فشفشه بازي و آتش بازي در روز چهارشنبه سوري اشاره كرده و ميگويد: آنچه مايه تاسف است اين است كه اكنون آتش بازي و فشفشه جاي خود را به آتش سوزي و ترقه و خطرات ناشي از آن داده است.
خاماچي ميافزايد: در قديم مردم و بخصوص جوان ها روي پشت بامها آتش روشن مي كردند و از بام شال مي انداختند.
همچنين در آن روزگار درون كوزه اي مواد آتش زا كه خطر انفجار و آتش سوزي نداشت پر مي كردند و زير كوزه سوراخي بود و توي آن فتيله اي جاسازي شده بود كه بعد از آتش زدن فتيله نور آن تا 30 – 40 متر هم در آسمان پيدا بود و مشاهده مي شد و اين كار نوعي شادي و نشاط در بين جوانان ايجاد مي كرد.
وي ادامه ميدهد: از روزگاران قديم مردم آذربايجان به نوروز با ديد خاصي مي نگريستند كه جنبه ملي، عاطفي و جنبه مذهبي دارد.
اولين مسئله در آذربايجان مسئله عاطفي است و شايد اين امر بيشتر از هر جاي ديگري در استان ما محسوس باشد، از جمله مراسمي كه با تحويل سال نو در شهر ها و روستاها و ايلات مرسوم است و پسنديده، ديد و بازديد در روز اول فروردين مي باشد. اين ديد و بازديد از كساني آغاز مي شود كه به هر نحوي در سال گذشته عزيزي را از دست داده و عزا دارند و احتياج دارند از نظر روحي و فكري تقويت شوند.
خاماچي ميافزايد: دومين مسئله جالب توجه در آذربايجان اين است كه با توجه به اينكه اين منطقه يك منطقه سردسيري بوده و دود و خاكستر فراواني به خود مي ديده، زنان شهرها و بخصوص روستاها با ايجاد محيط تميز، شاداب و به دورريختن خاكسترهاي زمستان محل زندگي خود را براي رسيدن سال جديد آماده مي كنند.
وي ادامه ميدهد: از ديگر مراسم جالب ما آذربايجاني ها كه الان هم در بعضي از خانه هاي روستاها مشاهده مي شود مراسم چهل ياسين است.
خاماچي ادامه ميدهد: اين مراسم اغلب در مساجد اتفاق مي افتد و روال آن به اين صورت است كه درون تشت تميز يا ظرف بزرگي آب چشمه ريخته و همه دور آن جمع شده و هر كس يكبار( 40 نفر 40 تا) سوره ياسين را مي خوانند و به آب فوت مي كنند و با اين نيت كه سال نو را با بركت شروع كنند، هركس مقداري از آن را مي خورد و يا اينكه زعفران را در آب حل كرده و سوره ياسين را با آب زعفران 40 بار در كاغذ مي نويسند بعد آن را درون آب مي ريزند و بعد از كساني كه در محفل هستند هر كسي مقداري از آن را برده و براي بركت به آب مورد مصرفي خود ميافزايد يا به آب مصرفي حيوانات و يا خمير كردن آرد ميافزايد، يا اگر مريضي داشته باشند به او مي دهند تا شفا يابد.
محقق آذربايجاني ادامه ميدهد: چند ساعت به تحويل سال مانده مردم در تدارك سفره هفت سين هستند و در خانواده سنتي آذربايجان درون سفره سوره يوسف را باز مي كنند و لاي آن مقداري پول تازه به عنوان تبرك مي گذارند و به ميهمانان با عنوان ( ايل سفته سي) سفته سال مي دهند كه البته اين سفته اغلب از جانب بزرگ خانواده داده مي شود.
همچنين رسم براين بود كه سر سفره هفت سين همه اهل خانواده مي نشستند و بعد از تحويل سال و پايان يافتن ديد و بازديد به مسافرت مي رفتند و مانند زمان كنوني نبود كه حتي چند روز به نوروز مانده مردم خانه و كاشانه خود را ترك كرده و سال را در غربت تحويل كنند.
به نظر خاماچي اين امر زيبنده هيچ ايراني و آذربايجاني نيست چرا كه با اين كار سال از عظمت و روحانيت لحظه تحويل سال كاسته ميشود.
وي ميافزايد: روز اول فروردين در بين آذربايجاني ها نشانه فصل بهار است. دومين روز نشانه تابستان، سومين روز نشانه پاييز و چهارمين روز نشانه زمستان.
همچنين خاماچي به ذكر روزهاي ماه سال اشاره كرده و ميگويد: در زبان آذري به فروردين "آغلار گوللر" مي گفتند، به ارديبهشت "نيسان"، به خرداد و تير "داري آلاغي" ، به مرداد به خاطر گرماي بيش از حد "قوراپيشن" ، به شهريور "روخ دولان"، به مهر وآ بان "خزل آيي"، به آذر "قوس آيي"، به دي و بهمن "چيله لر" و به اسفند كه باد آن نشانه فرارسيدن عيد نوروز در آذربايجان است "بايرام" يا "جمله لر" ميگويند.
