تبليغاتX
MIYANEH.MEE.IR (کلیک کنید) آچاچی
 
Achachi
 

 

آقای جابر داوودی در سال 1349 در روستای آچاچی از توابع شهرستان میانه پا به عرصه هستی نهاد وی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی خود را در مدارس آچاچی و مقطع دبیرستان را در دبیرستان امام خمینی میانه گذرانده و در سال 1368 وارد دانشگاه شده و در رشته دامپزشکی در سال 1374 فارغ التحصیل شد، آقای دکتر داوودی به مدت هشت سال در بخش خصوصی دامپزشکی اعم از درمانگاه، داروخانه و فعالیت در صنعت مرغداری تخم گذار و گوشتی فعالیت نموده و بعد به عنوان عضو هیات مدیره انتخاب و در سال 1382 به عنوان دامپزشک نمونه استان آذربایجان شرقی معرفی شد، همچنین ایشان به مدت سه سال رییس شورای حل اختلاف دهستان قافلانکوه غربی ( آچاچی) بوده است ، دکتر جابر داوودی در صحنه فعالیتهای ورزشی نیز به عنوان رییس هیات نجات غریق شهرستان میانه و مدرس فدراسیون نجات غریق می باشد ، در سال 1382 با رتبه اول مقطعphd  انگل شناسی قبول شده و اکنون نیز ایشان مقطع انگل شناسی دکتری تخصصی را با رتبه اول طی می کند.همکاری وی در سطح دانشگاهی از سال 1377 به صورت حق التدریس شروع گردیده و در اسفند 1384 به عنوان معاونت آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی میانه منصوب و در حال حاضر نیز به عنوان رییس واحد می باشد

ضمن تبریک به آقای دکتر جابر داودی واهالی آچاچی ، توفیق روز افزون ایشان را از درگاه احدیت مسیلت می نمایم

  نوشته شده در  شنبه سی و یکم تیر 1385ساعت 19:42  توسط سعید صادقیان  | 

 

ظرفیت مرکز تلفن خودکار آچاچی از 1024 شماره به 1500 شماره تلفن افزایش یافت. همچنین برای رفاه حال اهالی و مسافران رهگذر تعداد 9 دستگاه تلفن همگانی کارتی در خیابانها و مناطق مختلف این روستا تعبیه شد

  نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 16:0  توسط سعید صادقیان  | 

 «آچاچي» با دارا بودن پنج هزار نفر جمعيت كه بيش از هزار خانوار را تشكيل مي دهند ، بر سر راه ترانزيتي ايران ـ اروپا قرار گرفته اشت ، با اينهمه روستا محسوب شده و فاقد شهرداري مي باشد. همين امر باعث شده است كه اين آبادي بزرگ نه امكانات شهري را داشته باشد و نه با اينهمه جمعيت ، تحمل امكانات يك روستاي معمولي را داشته باشد. قطعاً اگر آچاچي در دهه گذشته به شهر تبديل مي شد ، داراي جمعيتي دو برابر و رونق اقتصادي و ... چندين برابر مي شد.
ذيلاً جمعيت تعدادي از شهرهاي آذربايجان شرقي که برگرفته از سايت سازمان مديريت و برنامه ريزي استان آذربايجان شرقي مي باشد ، آورده مي شود (اعداد داخل پرانتز جمعيت شهرها برحسب نفر است):
شهر آبش احمد (1974)، شهر آغکند (2474) ، شهر ترک (1962) ، شهر تيکمه داش (2225) ، شهر خاروانا (2283) ، شهر خامنه (2539) ، شهر خراجو (1552) ، شهر خمارلو (1053) ، شهر دوزدوزان (3161) ، شهر زنوز (3500) ، شهر سيه رود (1191) ، شهر کوزه کنان (3834) ، شهر ورزقان (2791) ، شهر هوراند (3864)

ملاحظه مي شود كه در همين استان خودمان چندين شهر داريم كه نه تنها موقعيت استراتژيك آچاچي را ندارند بلكه جمعيت آنها به يك چهارم و يك پنجم آچاچي هم نمي رسد.

استاندار و معاونت عمراني استانداري آذربايجان شرقي و همچنين نمايندگان مردم ميانه در مجلس توضيح دهند كه ضوابط و مقررات تبديل روستا به شهر چيست؟ نماينده ميانه جناب مهندس هاشمي كه در نطق چند روز پيش مجلس بر شهرستان شدن تركمنچاي تأكيد كردند ، پاسخ دهند كه تجزيه شهرستان ميانه و كوچك شدن منطقه نظارتي آنها كه صرفاً براي راحتي كار خودشان است ، در اولويت است يا شهر شدن آچاچي كه استحقاق شهر شدن آن بيشتر و پيشتر از تركمنچاي و آغكند و ترك است؟

  نوشته شده در  جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 16:26  توسط سعید صادقیان  | 

 

بالاخره پس از مدتها انتظار اهالی آچاچی شاهد علمک گذاری گاز در این روستا هستند و بتدریج همه ساکنان این روستای هزار خانواری از نعمت گاز لوله کشی شده استفاده خواهند کرد. به همه اهالی آچاچی تبریک می گویم

  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 5:50  توسط سعید صادقیان  | 

 

سالهاست که کشور ایران با معضل مهاجرت روستاییان به شهرها و به دنبال آن بیکاری و تبدیل تولید کنندگان محصولات کشاورزی و دامی به مصرف کننده و در نتیجه با تورم مواجه است برای مقابله با این معضل مسوولان ذیربط تبلیغات گسترده ای انجام می دهند که این تبلیغها بیشتر مشکلات و معایب شهر نشینی از جمله ترافیک وهوای آلوده  و مزایای روستا نشینی از جمله هوای سالم و آرامش و محیطی عاری از شلوغی و سر و صدا را شامل می شود و در این میان از انواع امکانات بهداشتی و آموزشی و رفاهی و تفریحی و غیره در شهرها ونبود این امکانات در روستاها هیچ بحثی نمی شود.

اگر در سالهای اخیر به پدیده مهاجرت از روستا به شهر دقت کرده باشیم متوجه می شویم که برخی از روستاییان به عدم مهاجرت و سکونت در روستای خودشان متمایل شده اند ولی این امر نتیجه تبلیغات نبوده بلکه در طی این سالها اقداماتی از سوی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در روستاها انجام شده است که اهالی روستاها را به سکونت در روستای خود امیدوار کرده است و حتی در بعضی از مناطق منجر به بازگشت روستاییان از شهرها به روستای خودشان شده است

این اقدامات عبارتند از

1- طرح هادی و بهسازی روستاها( خیابان کشی و تعریض کوچه های باریک و اسفالت آنها)

2-اعطای وام احداث مسکن

3- سند دار کردن ساختمانها و زمینهای روستاها با همکاری سازمان ثبت اسناد و املاک کشور

که از میان این طرحها مورد اول یعنی خیابان کشی بیشتر مورد توجه اهالی بوده است ولی این مورد دارای نقصی است و آن اینکه بنیاد مسکن انقلاب اسلامی اقدام به خیابان کشی و اسفالت آن در روستاها میکند ولی معلوم نیست قانون  وظیفه نگهداری و ترمیم خرابی های بعدی را به عهده چه مرجعی گذاشته است بدین ترتیب پس از صرف بودجه های فراوان از سوی دولت و اهالی ، دستگاههایی که فعالیت و خدمات رسانی آنها مستلزم حفاری می باشد اقدام به کندن خیابانهای روستاها می کنند و پس از آن هیچ مرجعی ترمیم خیابان را بر عهده نمی گیرد لذا وظیفه نمایندگان مجلس است که با وضع قانونی خاص دستگاهی را متولی این امر بنمایند

 

  نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 17:19  توسط سعید صادقیان  | 

متن ذیل وظایف و اختیارات شورای اسلامی روستا می باشد که در معرض دید عموم روستاییان قرار می گیرد تا انتظارات و خواستهای آن در محدوده وظایف و اختیارات شورا باشد

وظایف و اختیارات شورای اسلامی روستا

الف- نظارت بر حسن اجرای تصمیم های روستا

ب- ارایه پیشنهاد جهت رفع کمبودها، نارسایی ها و نیازها به مقامات ذیربط. مقامات مذکور موظف به بررسی پیشنهادها و ارایه پاسخ، حداکثر ظرف مدت دو ماه به شورا هستند. در صورت عدم ارایه پاسخ در موعد مقرر، مراتب برای پیگیری قانونی به اطلاع مقامات مافوق می رسد

ج- تشکیل گردهمایی عمومی جهت ارایه گزارش کار و دریافت پیشنهادها و پاسخ به سوالات و جلب مشارکت و خودیاری مردم برای پیشبرد امور روستا حداقل دو بار در سال و با پانزده روز اعلام قبلی.

د- تبیین و توجیه سیاستهای دولت و تشویق و ترغیب روستاییان جهت اجرای سیاستهای مذکور.

ه- نظارت و پیگیری اجرای طرحها و پروژه های عمرانی اختصاص یافته به روستا.

و- همکاری با مسوولان ذیربط برای احداث، اداره، نگهداری و بهره برداری از تاسیسات عمومی، اقتصادی، اجتماعی و رفاهی مورد نیاز در حدود امکانات.

ز- کمک رسانی و امداد در موقع بحرانی و اضطراری مانند جنگ و وقوع حوادث غیر مترقبه و نیز کمک به مستمندان و خانواده های بی سرپرست، با استفاده از خودیاری محلی.

ح- تلاش برای رفع اختلافات افراد و محلات و حکمیت میان آنها.

ط- پیگیری شکایات اهالی روستا از ادارات حوزه مربوط از طریق مقامات مسوول.

ی- همکاری با نیروهای انتظامی جهت برقراری امنیت و نظم عمومی.

ک- ایجاد زمینه مناسب و جلب مشارکت عمومی در اجرای فعالیتهای تولیدی وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی.

ل- فراهم نمودن زمینه مشارکت و جلب همکاری مردم در جهت ایجاد و توسعه نهادهای مدنی، کتابخانه و مراکز فرهنگی، بهبود و ارتقای فرهنگی اقشار مختلف بویژه جوانان و بانوان و برنامه ریزی در انجام خدمات اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی، سواد آموزی و سایر امور با موافقت و هماهنگی مراجع ذیربط.

م- انتخاب فردی ذیصلاح به سمت دهیار برای مدت چهار سال بر اساس آیین نامه مربوط و معرفی به بخشدار جهت صدور حکم.

ن- ایجاد زمینه مناسب برای توسعه اشتغال و جلب مشارکت های عمومی در جهت گسترش فعالیتهای تولیدی.

س- مشارکت در تهیه طرحهای هادی روستا و بهسازی بافتهای فرسوده و ضوابط و مقررات ساخت و ساز.

ع- نظارت برحسن اجرای مقررات مربوط به حفاظت و بهسازی محیط زیست روستا و بهره برداری از منابع طبیعی و جلوگیری از فرسایش خاک و حفظ عمران مزارع، باغها، مراتع، جنگلها و محدوده های زیست محیطی، احیا و لایروبی قنوات و نهرهای متروکه و ارایه طرح و پیشنهاد در این زمینه ها به شورای بخش.

ف- بررسی برنامه های پیشنهادی ارگانهای اجرایی در زمینه های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی از نظر تطبیق با ضرورتهای موجود در حوزه انتخابیه شورا و ارایه گزارش نارسایی ها به شورای بخش محل استقرار خود که همانند شورای روستا مشارکت خواهد داشت. ص- نظارت بر حفظ و نگهداری تاسیسات عمومی و عمرانی و اموال و دارایی های روستا.

تبصره- عزل دهیار با رای اکثریت اعضای شورای اسلامی روستا بر اساس آیین نامه مربوط انجام می شود و به بخشدار جهت صدور حکم عزل اعلام می گردد

  نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 19:52  توسط سعید صادقیان  | 

 

با توجه به اینکه بیشتر مطالب این وبلاگ مربوط به روستا ها می باشد بهتر است عناصر تقسیمات کشوری را بشناسیم

1- روستا: واحد مبدا تقسیمات کشوری است که از لحاظ محیط زیستی(وضع طبیعی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی) همگن بوده که با حوزه و قلمرو معین ثبتی یا عرفی مستقل که حداقل 20 خانوار یا صد نفر اعم از متمرکز یا پراکنده در آنجا سکونت داشته باشد و اکثریت ساکنان دایمی آن به طور مستقیم یا غیرمستقیم به یکی از فعالیتهای کشاورزی، دامداری، باغداری بطور اعم و صنایع روستایی و صید و یا ترکیبی از این فعالیتها اشتغال داشته باشند و در عرف بعنوان ده ، آبادی ، دهکده یا قریه نامیده می شده است

2-دهستان: کوچکترین واحد تقسیمات کشوری است که دارای محدوده جغرافیایی معین بوده و از به هم پیوستن چند روستا ، مکان ، مزرعه همجوار تشکیل می شود که از لحاظ محیط طبیعی، فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی همگن بوده و امکان خدمات رسانی و برنامه ریزی در سیستم و شبکه واحدی را فراهم می نماید

حداقل جمعیت دهستان با در نظر گرفتن وضع پراکندگی و اقلیمی کشور ، به3 درجه تراکمی به شرح زیر تقسیم می شود:

الف- تراکم زیاد        8000 نفر

ب- تراکم متوسط        6000 نفر

ج- تراکم کم         4000 نفر

مرکز دهستان منحصرا روستایی از همان دهستان است که مناسبترین مرکز خدمات روستایی آن محدوده شناخته می شود

3- شهر: محلی است با حدود قانونی که در محدوده جغرافیایی بخش واقع شده و از نظر بافت ساختمانی، اشتغال و سایر عوامل، دارای سیمایی با ویژگیهای خاص خود بوده بطوری که اکثریت ساکنان آن در مشاغل کسب، تجارت، صنعت، کشاورزی، خدمات و فعالیتهای اداری اشتغال داشته و در زمینه خدمات شهری از خودکفایی نسبی برخوردار و کانون مبادلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی حوزه جذب و نفوذ پیرامون خود بوده و حداقل دارای 10 هزار نفر جمعیت باشد

تعیین محدوده شهری به پیشنهاد شورای شهر و تصویب وزارتین کشور و مسکن و شهرسازی  می باشد

4- بخش: واحدی است از تقسیمات کشوری که دارای محدوده جغرافیایی معین بوده و از به هم پیوستن چند دهستان همجوار مشتمل بر چندین مزرعه، مکان، روستا و احیانا شهر که در آن عوامل طبیعی و اوضاع اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی واحد همگنی را به وجود می آورد به نحوی که با در نظر گرفتنتن تناسب، وسعت، جمعیت، ارتباطات و دسترسی و سایر موقعیتها، نیل به اهداف و برنامه ریزیهای دولت در جهت احیا و امکانات طبیعی و استعدادهای اجتماعی و توسعه امور رفاهی و اقتصادی آن تسهیل گردد

حداقل جمعیت محدوده هر بخش بدون احتساب نقاط جمعیت شهری با در نظر گرفتن وضع پراکندگی و اقلیمی کشور به دو درجه تراکمی به شرح زیر تقسیم شده است:

الف- مناطق با تراکم زیاد         30 هزار نفر

ب- مناطق با تراکم متوسط         20 هزار نفر

در نقاط کم تراکم، دور افتاده، مرزی، جزایری و جنگلی و کویری با توجه به کلیه شرایط اقلیمی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تا حد اقل دوازده هزار نفر جمعیت با تصویب هیات وزرا و در موارد استثنایی با تصویب مجلس، جمعیت بخش می تواند کمتر از میزان تعیین شده باشد

مرکز بخش، روستا یا شهری از همان بخش است که مناسبترین کانون طبیعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی آن محدوده شناخته می شود

5-شهرستان: واحدی از تقسیمات کشوری است با محدوده جغرافیایی معین که از به هم پیوستن چند بخش همجوار که از نظر عوارض طبیعی، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی واحد متناسب و همگنی را به وجود آورده اند

حداقل جمعیت شهرستان با در نظر گرفتن وضع پراکندگی و اقلیمی کشور به دو درجه تراکمی به شرح زیر تقسیم می شود:

الف- تراکم زیاد         120000 نفر

ب- تراکم متوسط         80000 نفر

مرکز شهرستان یکی از شهرهای همان شهرستان است که مناسبترین کانون طبیعی، فرهنگی ، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آن محدوده شناخته می شود.

6- استان: واحدی از تقسیمات کشوری است با محدوده جغرافیایی معین که از به هم پیوستن چند شهرستان همجوار با توجه به موقعیتهای سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و طبیعی تشکیل می شود

مرکز استان یکی از شهرهای همان استان است که مناسبترین کانون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، طبیعی و اجتماعی آن استان شناخته می شود

برگرفته از مجموعه قوانین                                                                                                   

 

  نوشته شده در  یکشنبه چهارم تیر 1385ساعت 22:12  توسط سعید صادقیان  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM