Achachi |
کولوچه خالصه دیگر روستای تابعه دهستان قافلانکوهغربی که در طول جغرافیایی 48/47 و در عرض جغرافیایی12/37 درجه و در ارتفاع 1240 متر از سطح دریای آزاد واقع شده است
این روستا در 41 کیلومتری جنوبشرقی مرکز شهرستان( میانه) ودر33 کیلومتری جنوب مرکز دهستان(آچاچی) قراردارد کولوچه خالصه دارای 311 خانوارمی باشد. رودخانه های آغکند چایی در جنوب ، شور دره در شمال و رودخانه قزل اوزن در غرب این روستا در جریان هستند
قواق عمیلر یکی دیگر از روستاهای دهستان قافلانکوهغربی که در طول جغرافیایی 46/47 و عرض جغرافیایی18/37 درجه و در ارتفاع 1242 متر از سطح دریای آزاد واقع شده است این روستا در 28 کیلو متری جنوبشرقی مرکز شهرستان(میانه) و در 20 کیلومتری جنوب مرکز دهستان(آچاچی) قرار دارد. قواق عمیلر دارای هشت خانواربوده طبیعت آن دره ای و در غرب رودخانه قزل اوزن موضع گرفته است
فرهی از دیگر روستاهای تابعه دهستان قافلانکوهغربی می باشد که درطول جغرافیایی 44/47 و عرض جغرافیایی28/37 درجه و در ارتفاع 1200 متر از سطح دریای آزاد واقع شده است این روستا در 5 کیلو متری شمال مرکز شهرستان(میانه) و 13 کیلومتری شمالغربی مرکز دهستان(آچاچی) قرار دارد و دارای 15 خانوار می باشد. فرهی را فراهیه نیز می گویند هندوانه های شیرین و آبدار فرهی در منطقه شهرت دارد
این روستا در طول جغرافیایی 49/47 و عرض جغرافیایی24/37 درجه و در ارتفاع 1060 متر از سطح دریای آزاد واقع شده است
شییدلی در 10کیلومتری جنوب شرقی مرکز شهرستان(میانه) و در 2 کیلومتری شرق مرکز دهستان(آچاچی) قرار دارد
روستای شییدلی یا شهید لو اگرچه از نظر فاصله با میانه و آچاچی یکی از روستاهای نزدیک منطقه محسوب می شود ولی با توجه به اینکه رودخانه بزرگ و پر آب قزل اوزن این روستا را از آچاچی و میانه جدا کرده است و در حوالی آن هیچ پلی برای عبور و مرور مردم وجود ندارد لذا در زمستان و بهار که قزل اوزن طغیان می کند مردم این روستا برای رفتن به شهر باید کیومترها پایین تر از پل ممان استفاده کنند که به علت نبود جاده مناسب با مشکلات فراوانی مواجه می شوند.
همین مشکلات باعث شده است که در سالهای اخیر تعداد زیادی از اهالی این روستا ضمن ترک خانه و کاشانه خود به میانه و آچاچی روی آورند و شهیدلو در آستانه خالی از سکنه شدن قرار بگیرد
پلهایی چند در ایران بنام پل دختر معروفند که نباید آنها را با هم اشتباه بگیریم.می توان از آن جمله نام برد: پل دختر میانه، پل دختر لرستان، پل دختر بهبهان.
سازمان میراث فرهنگی آذربایجانشرقی در سالهای اخیر اقدام به تعمیر دهانه اصلی این پل کهن کرد.برای همین با استفاده از کارشناسان و معماران خود پس از پیش بینی تحمل بار 1000 تنی توسط پایه های این دهانه، اقدام به تعمیر آن کرد اما هنوز بار وارده به یک پنجم نرسیده بود که به یکباره فرو ریخت و عظمت معماری قدیم را به رخ معماری و محاسبات کاغذی امروزی کشید. فرو ریزی این پل نه تنها مایه آبرو ریزی این سازمان گردید بلکه قسمت اعظمی از بنای کهن را نیز با خود به رودخانه کشید و خراب کرد. ای کاش این سازمان لااقل طرح قبل از خراب شدن طاق اصلی را بدست می آورد و هندسه آنرا با مصالح امروز پیاده می کرد.
سازمان میراث فرهنگی در مرمت این بنا، آجرهای چندین صد ساله را براحتی دور ریخت و آجرهای تازه را جایگزین آن کرد که آنهم وفا نکرد. آقای تقی زاده – مدیر کل سازمان- در توجیه علت فرو ریختن این دهانه 24 متری گفت:" فرضیه قوی این است که بر اثر انفجارات مربوط به شکستگی پل در بخشی از پل شکافی وجود داشته که در آسیب شناسی ها مشاهده نشده و احتمالا بر اثر بارگذاری فعال شده و عمل کرده است". البته ایشان معلوم نکرده اند که کارشناسان این سازمان پس چه چیزی را محاسبه کرده اند؟ اگر قرار بود چنین فرضیاتی و احتمالاتی در نظر گرفته نشود، واقعا بین یک معمار و مهندس با یک بنا چه فرقی وجود داشت. بارهای اصلی وارده به پلهای قوسی، فشاری و کمانشی است ولی کارشناسان محترم این سازمان کاری کرده اند که تاثیر بار برشی در پل از انواع دیگر بارها بیشتر شده است و این یک امر استثنایی است
منبع: کتاب میانه تالیف آقای مهندس نایبی
قسمت دوم
این پل در دوره های مختلف دچار آسیب شده و بارها مرمت گردیده است که از آن جمله می توان به تعمیر و مرمت دوره آغا محمد خان قاجار اشاره داشت. شکستگی دهانه اصلی پل مربوط به سال 1325 و جنگ بین قوای دولتی پهلوی دوم با فرقه دموکرات آذربایجان است. برای همین این پل در میان اهالی منطقه به "سینیق کوپرو" یا پل شکسته هم معروف است.
این پل دارای سه دهانه بزرگ و پایه های سنگی عریض است و دهانه وسطی نسبت به دهانه های طرفین بزرگتر و دارای طاق بلند تری است. این پل معروف در دامنه شرقی قافلانتی و در فاصله 20 کیلومتری شهر میانه، بر روی رودخانه قزل اوزن ساخته شده و دارای سه دهانه بزرگ و محکم با پایه های استوار آجری است که بر روی آببرهای سنگی قرار گرفته است. در داخل پایه ها،اتاقهای کوچکی با زیبایی و ظرافت بنا گردیده است که کنجکاوی هر بیننده را بر می انگیزد. سیاحان و مورخان در طی زمانهای مختلف از وجود نوشته هایی به خط نسخ و نستعلیق و کوفی بر قسمتهایی از این پل خبر داده اند که تاریخ تعمیر و نوسازی آن را نشان می داده است اما اثری که تاریخ احداث آن را نشان بدهد ، هنوز شناسایی نشده است
ادامه دارد
این پل تاریخی و هنری در مسیر زنجان-میانه بر روی رودخانه قزل اوزن قرار دارد و در سال 1310 شمسی تحت شماره 87 در مجموعه آثار ملی و تاریخی قرار گرفته است.این پل،شاهکار هنر معماری و مهندسی عهد قدیم است. طراحی و معماری پل چنان مهندسی است که در یک دهنه بزرگ توانسته است با ارایه یک طرح استثنایی همه تنشهای فشاری و برشی و حتی کمانشی را خنثی کند. پایه های پل چنان با طاق پل رابطه دارند که از فاصله دور می توانند سنگهای بزرگ طاق را نگه دارند.
تاریخ بنای این پل مشخص نیست. باستان شناسان پایه های آن را متعلق به دوره ساسانی می دانند ولی با توجه به معماری و ویژگیهای پل، می توان بنای کنونی را متعلق به قرن هشتم هجری دانست. "دیولافوآ" باستان شناس کهنه کار(1920-1843 میلادی)که در دوره قاجار از میانه گذشته است، در سفر نامه خود از معماری قوی این بنا تمجید کرده و نوع معماری آنرا منطبق با معماری اواسط قرن 12 میلادی دانسته است(قرن ششم هجری قمری). او طاق اصلی پل را 24 متر نوشته است که با دو طاق مسطح 17 متری در طرفین احاطه شده است.
پروفسور پوپ در کتاب بررسی هنرهای ایران، تاریخ بنای پل را اواخر قرن 15 میلادی(قرن 10 هجری) دانسته و اسم معمار را "حاج عباس بن الحاج محمد بن العباس قزوینی" و نام حاکم وقت را "محمد روان بن عثمان القزوینی" نوشته است، ولی طبق کتیبه مرمری که روی پایه وسطی قرار دارد،پل در سال 933 هجری توسط "شاه بیگیم بنت محمد بیک موصلی" تعمیر شده است. پوپ نیز احتمالا تعمیر را با ساخت اشتباه گرفته است. گویا به همین جهت پل را قیز کوپروسو نامیده اند. با توجه به همین تعمیر شاه بیگیم در سال 933ق. بعید به نظر می رسد ساخت آن حداقل 300- 200 سال با مرمت آن فاصله نداشته باشد. به همین علت احتمالا این پل قبل از سال 700ق. ساخته شده است
منبع:کتاب میانه تالیف آقای مهندس نایبی ادامه دارد
در حدود 10 کیلو متری جنوب آچاچی در نزدیکی پل دختر و در کنار جاده ترانزیتی میانه زنجان پاسگاه انتظامی آچاچی واقع شده است با وجود اینکه این پاسگاه به نام آچاچی می باشد ولی به علت دوری این پاسگاه از آچاچی این روستا خارج از محدوده استحفاظی پاسگاه خودش واقع شده است در روزهای اخیر اتفاقاتی در این روستا به شرح ذیل رخ داده است، سارقان به منزل زوج پیری وارد ودر مقابل دیدگان آنها اقدام به سرقت از منزل پیرمرد و پیرزن نمودند و همچنین چند روز پس از این اتفاق سارقان به داخل حیاط پیر مرد و پیرزن دیگری وارد و با وجود حضور این زوج پیر در داخل خانه سارقان قصد شکستن درب ورودی ساختمان را داشتند این پیرمرد که به علت کهولت سن یارای مقابله با سارقان را نداشت از طریق تلفن به پسرش که چند کوچه آنطرف تر سکونت دارد اطلاع می دهد و پسر او فورا خودش را به خانه پدر می رساند به محض ورود او به داخل حیاط سارقان ضمن جا گذاشتن وسایل و ابزارهایی که برای شکستن درب به همراه آورده بودند پا به فرار می گذارند
با این اوصاف از مسوولان محترم نیروی انتظامی تقاضا داریم جهت تامین امنیت در این روستا پاسگاه آچاچی را به خود آچاچی انتقال دهند
در هشت کیلومتری جنوبشرقی شهر میانه در طول48/47 وعرض14/37 درجه جغرافیایی و در ارتفاع 1050 متری از سطح دریای آزاد روستایی با نام آچاچی واقع شده است این روستا مرکزیت دهستان قافلانکوه غربی را عهده دار می باشد شاهراه ترانزیتی ایران- اروپا از تهران شروع شده و پس از عبور از قزوین و زنجان از وسط آچاچی گذشته میانه و تبریز را پشت سر می نهد و از طریق مرز بازرگان وارد کشور ترکیه می شود وجود همین جاده در این روستا آن را از نظر اقتصادی رونق خاصی بخشیده و در فرهنگ اجتماعی و آداب و رسوم مردمان آن تاثیر بسزایی داشته است.
رودخانه قزل اوزن که از کوههای چهل چشمه کردستان سرچشمه می گیرد پس از عبور از بیجار و ورود به جلگه خمسه و جذب چند شعبه کوچک در این منطقه در نزدیکی روستاهای رجیین و قیطول زنجان چایی را همسفر خود نموده و به مسیر خود ادامه میدهد تا اینکه دل قافلانکوه را شکافته و متوجه آچاچی می شود این رودخانه همه ساله در فصل بهار طغیان می کند و بعضی سالها تا کودکی معصوم را در کام خود نگرفته و خانواده ای را داغدار نکند فروکش نمی کند قزل اوزن پس از سیراب نمودن اراضی مسیر خود اندکی پایین تر ازآچاچی با رود شهرچایی یا میانه چایی ملاقات میکند این روستا در وسط دو رود خانه موضع گرفته است و به علت اینکه محل تلاقی دو رودخانه فوق الذکر به شکل" y " می باشد و در اصطلاح ترکی به این شکل هاچا گفته می شود به هاچاچای یا هاچاچی و در زبان فارسی به آچاچی موسوم شده است
آچاچی با دارا بودن بیش از هزار خانوار جمعیتی بالغ بر پنج هزار نفر را در خود جای داده است اغلب ساکنان این روستا کشاورز راننده کامیون . کارمند دولت و مدیریت رستورانها و مغازه های بین راهی هستند
در سالهای اخیر بیشتر روستاهای کشورمان به دلایل متعددی مثل کمی ویا عدم وجود امکانات رفاهی و آموزشی و بهداشتی و غیره خالی از سکنه شده اند یعنی اهالی آنها به شهرها روی آورده اند و در این زمینه تهران و بعضی از شهرهای بزرگ با آغوشی باز پذیرای این میهمانان ناخوانده بوده و هستند آچاچی نیز در این مسابقه از قافله عقب نمانده و در مهاجر فرستی همپای این روستاها و شاید هم پیشتاز بوده است هم اکنون صدها خانوار از اهالی این روستا در شهرهای میانه . تهران . کرج وزنجان ساکن هستند ولی وجه تمایزی بین آچاچی و دیگر روستاهای منطقه وجود دارد و آن وجود امکاناتی تقریبا قانع کننده برای برخی خانواده ها می باشد این امکانات سبب شده است تا سالیانه تعدادی خانوار مهاجر از روستاهای اطراف به این روستا کوچ کنند از جمله امکانات و تاسیسات دولتی و غیر دولتی عمومی آچاچی عبارتند از پنج باب مدرسه ابتدایی و راهنمایی.درمانگاه . مجتمع خدمات بهزیستی.فروشگاه مصرف و شرکت تعاونی روستایی . بانک کشاورزی . مخابرات وپست . دهیاری . سالن ورزشی سر پوشیده چند منظوره 1200 نفری . پنج واحد آزانس تاکسی تلفنی . سه واحد نانوایی لواش و یک واحد بربری.
برخی از مردم این منطقه لفظ شهر ده و یا روستا شهر را برای آن بکار می برند مردم امیدوارند که اگر مسوولان و مدیران دولتی ذیربط عنایت و توجه بیشتری نسبت به این روستا داشته باشند و زمینه های تبدیل این روستا به شهر را فراهم نمایند در آینده ای نه چندان دوراین روستا به شهر زیبا و خوش سیمای ساحلی ( به لحاظ احداث سد استور یا شهریار بر روی رودخانه قزل اوزن که پس از احداث سد آب دریاچه آن تا کناره های آچاچی پیشروی خواهد نمود) تبدیل شود
قیز قالاسی(قلعه دختر)میانه که به شماره 870 جزو آثار ملی محسوب می شود، بر روی کوهی در دو کیلومتری شمال قیز کوپروسو واقع شده و به شکل کثیرالاضلاع غیرمنتظم آجری بنا شده است این دژ مشتمل بر سه قسمت است: طبقه اول دیواری یکسره، طبقه دوم حفاظ داخلی و طبقه سوم مقر اصلی فرماندهی. بنای این قلعه مربوط به قرن 7 هجری است. دیوار قلعه دارای دو مدخل می باشد که هر کدام سه متر بلندی دارند و در بالای یکی از این مدخلها کتیبه ای روی سنگ نوشته شده که خطوط آن بر اثر مرور زمان و سوانح طبیعی محو شده است.
دیوارهای قلعه با قیز کوپروسو شباهت دارد. برخی تاریخ بنای آن دو بنا را نزدیک به هم ذکر می کنند ولی برخی دیگر از مورخان، ساختمان قلعه را بسیار قدیمی تر و مربوط به اردشیر دراز دست ساسانی می دانند. این قلعه دارای یک باروی 14 متری و دو ورودی 3 متری است. 16 یا 24 برج دیده بانی مخروبه دارد که 8 برج آن بر رودخانه قزل اوزن مشرف است. در میان قلعه، دو منبع آب به ابعاد 10 در 15 متر و به ارتفاع 10 متر وجود دارد که آب آن بوسیله برف و باران تامین می شده است. دو ضلع قلعه از صخره های طبیعی و یک ضلع آن از سنگهای تراشیده شده تشکیل یافته است. علاوه بر آن چاههای زیادی نیز در قسمتهای مختلف قلعه وجود داشته که در مواقع حساس از آب آنها استفاده می شده است.
سیاحان و باستانشناسان بزرگی در قرنهای گذشته از این منطقه گذشته اند و این قلعه را ستوده اند و از اقدام شاه عباس در تخریب قلعه گله کرده اند. معلوم نیست سلطان مقتدر و هنر دوستی چون شاه عباس که اصفهان را از بیابان به نصف جهان تبدیل کرد، چرا از ترس چند راهزن، یکی از گنجینه های هنری این منطقه را تخریب می کند. البته گفته مورخان در مورد وجود راهزنان در این قلعه صحیح نیست اهالی منطقه در دوره شاه عباس زیر بار سنگین مالیاتی بودند تا شاه عباس بتواند پروژه های هنری خود در اصفهان را فرجام بخشد. آنها برای فرار از این بار سنگین ، میانه را ترک و به کوه و بیابان پناه برده بودند، طوریکه بعضی جهانگردان و مورخان در این دوره ، میانه را کاملا خالی از سکنه معرفی کرده و راههای میانه را بخاطر وجود راهزنان، نا امن دانسته اند. سفرنامه شاردن این گفته را تایید می کند. او در سال 1672 میلادی این قلعه را مخروبه معرفی می کند. تاورنیه(فوت 1689 م) نیز در سفرنامه خود این مطلب را گفته است. کارری نیز به مالیات های سنگین صفوی و فرار مردم میانه اشاره کرده است، طوریکه در گذر از میانه در سال 1694 م. احدالناسی را هم ندیده است جز دو راهبان. اما کارری با تاکید بر صفا و سرسبزی میانه پیش بینی می کند که روزی این شهر دوباره احیا شود.
در اینجا نام 15 قلعه آورده می شود که بنام قلعه دختر شهرت دارند و نباید آنها را با هم اشتباه بگیریم: قلعه دختر میانه، قلعه دختر کرمان، قلعه دختر فیروز آباد فارس، قلعه دختر باکو ، قلعه دختر خراسان، قلعه دختر عراق(حصن المرا)، قلعه دختر قم ، قلعه دختر شهرستانک تهران، قلعه دختر چالوس، قلعه دختر فرشتگان فارس، قلعه دختر فهلیان فارس، قلعه دختر نایین، قلعه دختر چاراویماق، قلعه دختر گرمی، قلعه دختر کلیبر(قلعه بابک)
در مورد ابنیه و آثاری که بنام " دختر- قیز" مشهور شده اند، عده ای را عقیده بر این است که لزوما بانی یا حاکم آن قلعه یا پل، دختر نبوده است بلکه این عنوان بخاطر پاک و فرشته ای بودن این جنس آدمی به آن ابنیه اطلاق شده است و گویا نامگذاران آن ، امید به صیانت و محافظت این قلعه با این نام داشته اند. به نظر می رسد آنها قلعه را مانند دختر ، بکر و پاک و به دور از دسترسی دشمن می خواستند برای پل نیز آرزوی عدم دسترسی و توفق دشمن یعنی سیل بدان را داشته اند
منبع: کتاب میانه تالیف آقای مهندس نایبی
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|